خرید بک لینک

لذت تنهایی

شاعر : محسن کاویانی

تا ابد خیری نخواهد دید از پروازها
کفتری وقتی بیوفتد بین کفتر بازها

میروم از جمعتان چیزی نمیگویم ولی
بشنویدم بعد ازاین از سوز بعضی سازها

رازهاتان مثل ماهی و دهانم تنگ آب
واکنم قدری اگر آن را بریزد رازها

روی هم چسبیده لبهای من از شیرینی اش
بس که دارد شیره ی ناب (سکوت) اعجازها

بازهم پشت سرم حرف و حدیث آغاز شد
من که پایانی نمی بینم بر این آغازها

من یقین دارم که کارم را حماقت خوانده است
هرکسی رفع نیازش بوده دست نازها!

تا تک و تنها شدم دیدم به "حکم" زندگی
"تک" که باشی سرتری از"شاه" و از "سرباز"ها

برچسب: نویسنده: مدیر تاريخ: پنجشنبه 14 شهريور 1392 ساعت: 3:58

صفحه بندی